تبليغاتX
روستایی به نام گورج


بسمه تعالی

بحول و قوه الهی وهمت دوستان و اعضاء هیآت صاحب الزمان ، به اطلاع همشهریان می رساند وبلاگی جهت اطلاع رسانی در مورد فعالیتهای این هیآت به آدرس زیر راه اندازی گردید.

http://sahebzamaneshkevar.blogfa.com
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آذر 1390ساعت 19:21  توسط رسول تقی زاده گورجی  | 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم دی 1389ساعت 21:43  توسط رسول تقی زاده گورجی  | 
عکسهای ذیل توسط دوست عزیزم آقای اسماعیل آقاجانی کلامرودی تهیه شده که از ایشان کمال تشکر را دارم و چنانچه دوستانی مطالب و عکسهایی از روستاهای گورج و اطراف دارند برای اینجانب فرستاده تا با نام ایشان در وبلاگ نمایش داده شود.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم دی 1389ساعت 21:25  توسط رسول تقی زاده گورجی  | 
 

یلاقی بوگیم(ییلاقی بگوییم)

فرهنگ لغات و اصطلاحات ییلاقی

كلمه و اصطلاح-------معادل فارسي

تمبار (tambar) توده بزرگ برف .كوه برفي كه بر اثر بوران ايجاد شده باشد

تله(talah) کوه سنگی بزرگ .صخره (تلا سر =بالای کوه سنگی)

تاس(tas) كاسه .كاسه مسي و يا از روي

تلاشه(talashah) تكه هيزم كه با تبر و داس خرد شده باشد.

تنديور (tanduir) تنور

تسنگال (tosengal) سوسك سياه

تمارزو(tamarzoo) آرزومند. حسرت به دل

تشك (tshk) گره

تك(tok) انتهاي چيزي .انتهاي درخت ،چوب و...

تكال(tokal) بالاترين نقطه ي درخت

تيف(tif) تيغ. خار

تلوم(tolom) گوساله دو ساله

تويل (toil) گل.

ترواكن (tarvakon) يخني.نوعي آبگوشت از قورمه،سيب زميني ،پياز و گوجه فرنگي

تليف (telif) آستين

تل (tal) تلخ

تور (toor) ديوانه .مجنون.آدم شوت و بي معني

پلخ –پلخ(palakh-palakh) قل قل آب در حال جوش

پرد (pord) پل

پابزار(pabezar) كفش-پاي ابزار

پف(pof) فوت

پتوليك(pojolik) با نوك پا چيزي را زدن –شوت كردن

پيراستن (purasten) .فعل نگاه كردن

پيلاكوت(pilakoot) آدم پررو و گنده گو.كسي كه حرف بزرگتر از دهانش مي زند

پسين (pasin) پستو اتاقي در انتهاي خانه هاي قديمي كه بمنزله انباري بود

پيچا (picha) گربه

ومیشتن(vamishtn)ادار کردن

پيشكال (pushkal) پوست و آشغال ميوه هايي چون فندق و گردو

پيتار (pitar)مورچه

پيته(pita) دستگيره آشپز خانه

پاپبز(papuiz) پاشنه پا

پيشه تاك(pishatak) پيشاني

پسي ور (pasivar) پشت .پشت سر

پابه كو(pabekoo) گير كردن نوك پا به جايي

پيله(pilah) اخم كردن.پيله كردن

بنازون(benazon) چوبي دوشاخه ايي كه در زيرشاخه درخت ويا هر چيز ديگر قرار مي دهند

بير (buir) ذغال-تكه ذغالي كه آتش دارد

بخوشت .فعل(bakhoosht) خشكيد

بون(bon) زير .پايين

بنگاه(bongah) محل جداشدن نهر آب از رودخانه .ابتداي نهر آبياري

واق(vagh)چشم درشت . خيره نگاه کردن .واقابه نیا کونه= خيره شده نگاه میکنه

برابري- سی سر(barabary) روبرو

بال (bal) بال پرنده- دست انسان از آرنج به بالا

بي سان (bisan) ناجور –هواي نامساعد

بر(bar) در –در اتاق و ساختمان –بيرون

بر(bor) درختچه ايي خار دار براي حصار كردن باغ

بل (bal) شعله آتش لهيب.

بوله(boolah) شاخه درخت

بردري(bardary) از طرف بيرون. از سمت بيرون

بدرست.فعل .(badorest) پاره شد

بپرست.فعل(baporest) پريد

بندن (benden) بند شلوار . كش زير شلواري. بند تنبان

بجست.فعل(bajjest) جهيد

بنشكن (beneshken) زير شكم .قسمت پائين ناف بدن

بنيش.فعل (banish) بشين

بنه.فعل (baneh) بگذار

بشه.فعل (besheh) برو

بمرد(bamord مرد.فوت كرد

آو(aav) آب

ايجين(eigiean)( خرد كردن-خردكردن علفباداس مخصوص براي دام واحشام

النگ(aleng) قدم ،گام،درازي يك قدم

اشكر(eshker) جاروبي بزرگ براي تميزكردن و جمع كردن آشغال باغ و...

اوسار(oosar) افسار چهارپايان

الوو(aloov) التهاب و داغي همراه با درد و سوزش ناشي از سوختگي و...

اربو (arboo) نوعي گلابي ،گلابي وحشي

استم (astom) شيئ ايي فلزي و كفگير شكل براي برگرداندن وخمير نان و...

اشكاتن (eshkaten)( شكافتن ،شكافتن درز لباس، خرد كردن لباس

اده(adeh) دايي

گرکن(grkan) گردو

تویج(toej)میوه به

زرچه[ZARCHA] درد ،

لوجن[LOOJEN] روزنه پشت بام

گلوژگاره[GALUIGHGARAH] آروغ ،بادگلو

شول[SHOOL] فرياد ،داد زدن ،با صداي بلند فرياد زدن ،فرياد چوپان براي فراري دادن گرگ وساير جانوران

هناكي [HANAKI] شوخي

ورگ[VERG] گرگ

ماتيوره[MATIORAH] عبوس نشستن ،اخم كردن

وگردست[VEGARDEST] برگشت

مندول[MANDOOL] گرداب،ورطه

لالم[LALEM] ولرم

مچه[MACHAH] لب

قبرقه[QABERQAH] پهلو ،بغل (ايتن كلمه در اصل تركي است)

گراچ[GERACH] صخره

ووسست(vosst)پاره شد

لوچه[LOOCHA] اخم ،نگاه اخم آلود كردن

چل [CHAL] خيس ،گل آلود (براي زمين فقط بكار مي رود)

وسكين [VESKIN] نيشگون

خندش[KHONDESH] پيچيدن صدا در كوه و دره،پژواك

بنازون[benazun چوب ضخيم ودو شاخه اي كه در زير درخت درختن و يا هرچيزي ديگري براي نگه داشتن آن قرار مي دهند.

بندن[benden] بند شلوار

پتليك[potolic] نوك وپنچه ي پا ،با نوك پا چيزي رازدن و شوت كردن

پابزار [pabezar] كفش ،گالش

پيشكال[puishkal] آشغاال وپوست ميوه ،آشغال فندق ،گردو و...

پيلاكوت[pilakoot] فرد پر رو وگنده كو،كسي كه حرف بزرگتر از دهان خودش مي زند.

ترواكن[tarvakon] آبگوشت ،يخني .نوعي آبگوشت كه با قرمه ،سيب زميني و گوجه فرنگي درست مي شود.

تكال [tokal] نوك درخت .انتهاي شاخه ي درخت

دسته پيرا [dasteh puira] كسي كه چشم كمك به دست كس ديگري دارد.درمانده ونيازمند كمك

دوشا[doosha] مربا .(همان دوشاب ) ضربالمثل :دوغ و دوشاب يكي است .

دوروجن [dooroojen] دور از جان شما

زيوكه[ziukah] آه وناله ،ناله دلخراش درد و بيماري

سغري[soghory] چيزي را برخ ديگري كشيدن شاد وغم دادن

شلار[shelar] زير شلواري .نوعي شلوارمردانه در گذشته . دامن

ژيبير[jiubiur] جيغ ،داد وفرياد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389ساعت 19:35  توسط رسول تقی زاده گورجی  | 

برای دیدن عکس هوایی گورج کلامرود سیاه استخر و موسی کلایه بر روی لینک زیر کلیک کنید:

عکس هوایی گورج کلامرود سیاه استخر و موسی کلایه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389ساعت 20:31  توسط رسول تقی زاده گورجی  | 
بینیکی

بینیکی(بانو کیا)

بینیکی(بانو کیا)

امامزاده بینیکی

امامزاده بینیکی(بانو کیا)

بینیکی(بانو کیا)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مرداد 1389ساعت 16:43  توسط رسول تقی زاده گورجی  | 

سلام دوستان عزیز

چند روز پیش من به گــیلان رفتـــم و بنـــابه درخــواست دوستان جهت تهیه تعدادی عکس از مناظر وقــلعه تـاریخی گورج به روستای گورج رفتم و خوشبختانه برخلاف دفعه قبل که هوا مه آلود و ابری بود.

این دفعـه هـوا بسیار آفتـابی و خـوب بود و من توانستم عکسهـای زیادی از این روستا و حتی روستـاهای اطراف مانند غار روستای سیاه استخر تهیه کنم.

عکسهای مربوط به سفــرم را جهت آشنـایی و مـعرفــی این خطه سرسبز و بکر کـشورمان را در ذیـل قرار دهم امیدوارم که از دیدن آنها لذت ببرید.

نظر یادتون نره

عکسهایی از قلعه تاریخی گورج وغار سیاه استخر

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 13:20  توسط رسول تقی زاده گورجی  | 

نائب قهرماني محمد ابراهيمي گورجي در مسابقات کاراته کاپ آزاد انگليس (AMA)  

کاراته سبک هاي وادوريو،شيتوريو،گوجوريو و شوتوکان جمهوري اسلامي ايران در يازدهمين دوره مسابقات بين المللي کاپ آزاد شهر شفيلد انگليس طي روزهاي 10 و 11 اسفندماه87 كه با حضور حدود دو هزار ورزشکار برگزار شد، به مقام سوم دست يافت كه محمد ابراهيمي گورجي كارشناس اموربرنامه‏ريزي تامين قطعات خودروسواري در ميان62 نفر از کاراته‏کاهاي کشورمان به نائب قهرماني اين دوره از مسابقات نائل شد.

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 10:4  توسط رسول تقی زاده گورجی  | 
 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 20:57  توسط رسول تقی زاده گورجی  | 

قهرمان قاره کهن آسیا ، افتخار آفرین کشور عزیزمان ایران ، استان گیلان ، شهرستان رودسر ، از اشکورات رحیم آباد ، روستای پهلوان پرور دشتک

ورزش در جامعه اسلامی وسیله حفظ و ارتقای روحیه جوانمردی و پهلوانی است

پهلوانی، فتوت، جوانمردی و عیاری همواره با ارزش هایی چون خرد ورزی، رادی، راستی، مردمی، پارسایی، دلیری و مهر ورزی توأم بوده است و نام داران تاریخ ورزش ایران زمین آیینه تمام نمای این آیین ها و ارزش ها به شمار می روند.

یکی دست دراز است؛ دیگری دراز دست ، یکی قهرمان می شود؛ دیگری پهلوان ، بین قهرمان و پهلوان گره کوری وجود دارد که به دندان معرفت و انسا نیت باز می شود. البته سر پنجه جوانمردی و سخاوت هم دخیل است ، یکی برای قهرمانی دو پینگ می کند؛دیگری برای قهرمانی پهلوانی ، پهلوان پشت بر خاک حریف می نهد تا وی سر شکسته به خانه باز نگردد .

قهرمان؛ مچ شکسته حریف را برای پیروزی گرو می کشد، پهلوان به جوانمردی خویش از مچ شکسته در می گذرد . پهلوان می داند؛ ضعیف کشی نقطه مقابل خصلت پهلوانی است ، پهلوان به حریف مغلوب احترام می نهدو بدرقه وی را واجب می داند ،ولی قهرمان پیروز؛ زمین و زمان را از یاد می برد .

 چنین است که نام کسی در تاریخ ورزش می ماند ، لذا حق است که روز پهلوانی را با عمری قهرمانی برابر ندانیم. زیرا پهلوان به اندیشه است نه به زور و بازو

 

هر کس به کسی نازد ،پهلوان به علی نازد   پهلوان خیز تر باد؛ این سرزمین پهلوان پرور

 معهذا ، بمنظور پاسداشت ارزش های والای پهلوانی، فتوت و جوانمردی، یکی ازافتخار آفرینان کشور عزیزمان ایران بنام پهلوان قاسم خدادادی دشتکی معرفی می کردد.

 

 پهلوان قاسم خدادادی

 در تاریخ  چهارم مردادماه سال 1354در روستای محروم و دورافتاده دشتک رحیم آباد رودسر؛ نوزادی چشم به جهان گشود که نام وی را قاسم نهادند.

 ( پدرش بنام مرحوم سلیم خدادادیبه بلندی قامت و ستبری شانه وازجوانان بسیارباصفای دوره جوانی و از پهلوانان کشتی گیله مردی منطقه ودر تیر اندازی و شکار بانی از افراد  سرآمد دوره خود بوده است. سلیم خان از مداحان اهل بیت عصمت و طهارت واز پیر غلامان حضرت سیدالشهدا ومولای خود حضرت علی « ع»  بوده است.)

قاسم تحصیلات ابتدائی و راهنمایی خود را در سال های 1360الی1368در مدرسه ی شهید باهنر وکلانتری شوئیل درس خود را به پایان رساند و سپس با انتقال به شهر های رحیم آباد و رودسر به دور از اعضای خانواده و با حد اقل امکانات دوره ی دبیرستان را تحصیل نمود .

ایشان به دلیل زندگی در روستای دشتک که یکی از روستاهای پهلوان پرور در رشته ی کشتی گیل مردی بوده، به این رشته ورشی آشنا و از همان زمان طفولیت ورز ش مذکورروی آورد.او با کشتی گرفتن با هم سن و سال های خود بویزه در عروسی های محلی توانمندی ، علاقه وبرتری خود را در این ورزش نشان داد تا جاییکه در کشتی گیله مردی یکی از پهلوانان سرآمد وصاحب نام  استان های گیلان ومازندران گردید.

آنگاه به ورزش های رزمی روی آورد و  با شرکت در مسابقات مختلف در سال 1380 به عضویت تیم ملی جمهوری اسلامی ایران در سبک های غیر کنترل (سانشو و های فون کنتاکت )در وزن ها ی 80 تا 85کیلو در آمد .

 پهلوان قاسم در سوم مرداد ماه  سال 1382  با کسب کمر بند طلایی کشور به مقام قهرمانی رسید. او جوانی متواضع ؛فروتن ؛محجوب ؛ خوش هیکل ؛ خوش تیپ ؛ قد بلند می باشد .

 بطوریکه آقای  غ-ب-ماچیانی در گزارش مورخ 27/5/1382 روزنامه نسیم در باره او می نویسد :

 با سیمای محجوب و منش متواضعانه برادر قاسم خدادادی روبه رو شدم از حضور او در یک اطاق محقر استیجاری در رودسر مطلع گردیدم، نه خود به این وادی منتقل شده بودم که او در رشته های گونا گون ورزشی کشور صاحب ارج و پایگاه بلندی است و نه او درطی مصاحبت چند ساعته که با من همراه بود از موقعیت و جایگاه بلندش حرف زد ،ولی در آن روز که پرده های نایب قهرمانی و بعد از چند روز خبر کسب کمر بند طلایی کشور بنام خدادادی را که از سوی چند روستایی صاحب فرهنگ در میادین شهر های  رودسر و رحیم آباد نصب شده بود، دیدم.

شاید در دقایق اولیه ،ذهنم به سمت و سوی آن خدادادی نرفت گه بارها او را در خیابان می دیدم وبا تعارفی از کنار  او  می گذشتم وسپاسگزار ادب ذاتی فردی بودم که به هر حال به ریش سفید های منطقه خود عنایتی داشت. 

آری او ادب آموخته مکتب مولای خود علی (ع) و پوریای ولی است که همواره مفهوم شعر ذیل را در سرلوحه امور زندگی خود قرار داده است :

   پوریای ولی گفت که صیدم به کمند است                 از همت داوود نبي بخت بلند است    

   افتادکی آموز اگر طالب فیضی                           هرگز نخورد آب زمینی که بلند است                    

علی ایحال پهلوان قاسم  توانسته است  به هجده مدال طلا ، چهار نقره و یک برنز در رده های شهرستان ،استان ،کشور و قاره کهن آسیا  دست یابد که  گوشه ای از افتخارات او عبارتند از :

- مدال طلای مسابقات آسیایی ووشو (ساشو)در کشور میانمار 

- دارای کمربند طلایی و دان 4

 - مدال طلای مسابقات کشوری ووشو در چندین دوره

 - مدال طلای مسابقات کونگ فوتوا کشور در چندین دوره

 - مدال طلای مسابقات اسپرت کیک بوکسینگ اس.کا.اف

 از اساتید او استاد سید علی میرمیران قهرمان شش دوره وشو( سانشو ) و پر آوازه جهان ،استادجلیل مرتضی پور واستاد علی لطفی نژاد  رزا می توان نام برد.

رمز موفقیت و پیروزی پهلوان قاسم عبارتند از :

1- توکل به خدا 2-تلاش شخصی 3-احترام به والدین و بزرگان ومربیان 4- انگیزه داشتن 5- هدفمند بودن 6- تشویق افرادی چون محمد علیزاده مقدم ، برادران موسوی ،دکتر مهرزاد،  محمد حسین غلامی ، تقی غلامی ، ابراهیم خلیل آقاجانی ،سعید رضایی ، جناب سرهنگ عبدالرضا اصغری ، حسین رحیمی و خانواده اش بوده است .

او در سال1380 مربی ورزش های سان شو و فول کنتاکت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رودسر بوده و در چهار دوره قریب به60 نفر آموزش داده است .  

پیام این نام آور چنین است:

(( جامعه ما بیشترین جوان را دارد و جوانان بیشترین آسیب را می بیند و اشرار اجتماعی هم تمایل به فریب جوانان دارند . پس جوانان باید مواظب خود باشند و هیچگاه خدا را فراموش نکند و به بزرگترها احترام  قائل شوند .)) 

ایای ایشان متاهل و هم اکنون در شهرداری رودسر بعنوان قراردادی مشغول بکار بوده و فاقد مسکن و مستاجر می باشد.

ضمن قدردانی وآرزوی موفقیت بیش از پیش به این رزم آور، پهلوان و دلاور اشکوری در تمام مراحل زندگی که نمونه ی بارزی  در رشته ورزش برای جوانان منطقه بوده از کلیه مسئولین ذیربط شهرستانی ،استانی و کشوری استدعا می نماییم، مساعدت لازم و  توجه خاص به پهلوان قاسم خدادادی از لحاظ مادی نموده واز تجارب ایشان در رشته های ورزشی یاد شده استفاده نمایند.

برگرفته از وبلاگ دشتک۲

رقابت پهلوانان گيلان و مازندران

 جشنواره ورزش هاى بومى و محلى (كشتى گيل مردى و طناب كشى) در زمين چمن رزشى شهر«واجارگاه» در شهرستان رودسر با حضور جمع كثيرى از علاقه مندان و ورزش دوستان استان  برگزار شد.
در اين مسابقه كه هر ساله در فصل تابستان در گيلان برگزار مى شود، به نفرات اول تا چهارم هر وزن كشتى جوايز ارزنده اى اهدا مى شود.

مسابقات كشتى گيل مردى سال هاى سال است كه در استان هاى گيلان و مازندران برگزار مى شود و خيل عظيمى از مشتاقان را به ميدان كشتى مى كشاند. مشتاقانى كه پس از پايان هر كشتى به برنده آن مسابقه مبالغى را به عنوان پاداش يا به زبان محلى «دوران» مى پردازند و نفر برنده نيز با پشتك زدن هاى پى در پى به احساسات تماشاچيان پاسخ مى دهد.

پهلوان ايرج، پهلوان سلمان رضايى، پهلوان فرامرز شعبانى، پهلوان عليرضا شاه منصورى، پهلوان فردين معصومى و برادرش،نوراله و عبداله حسن زاده، قاسم خدادادي و پهلوان فيض الله محمدى از جمله پهلوانان سال هاى دور و نزديك كشتى گيل مردى هستند.

در اين دوره از مسابقات كه به مدت ۲ روز در شهر زيباى واجارگاه برگزار شد، در كشتى سبك وزن، ۲۱ شركت كننده حضور داشتند كه از ميان آنها سعيد عليزاده مقام اول، بهادر عباسيان مقام دوم، عمار عباسيان مقام سوم و حجت عليزاده مقام چهارم را كسب و به ترتيب سكه تمام بهار آزادى، نيم بهار آزادى، نيم بهار آزادى و جايزه ويژه را دريافت كردند.

در كشتى سنگين وزن كه علاقه مندان بيشترى دارد، از ۹ شركت كننده، صفرعلى فدوى مقام اول، الله حسن زاده مقام دوم، على رمضانى مقام سوم و فيروز رستمى مقام چهارم را كسب كرد و به ترتيب سكه تمام بهار آزادى، نيم بهار آزادى، ربع بهار آزادى و جايزه ويژه را دريافت كردند. همچنين كاپ اخلاق اين دوره از مسابقات به حسين بينا اهدا شد.

 برگرفته از وبلاگ دشتک۲

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 13:3  توسط رسول تقی زاده گورجی  | 
***